داستین لی هافمن ( بیوگرافی هنرمندان خارجی , )
دیگو آرماندو مارادونا
دیگو آرماندو مارادونا
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| شناسنامه | ||
|---|---|---|
| نام کامل | دیگو آرماندو مارادونا | |
| زادروز | ۳۰ اکتبر، ۱۹۶۰ | |
| زادگاه | ویلا فیوریتو، آرژانتین | |
| قد | ۱٫۶۴ متر | |
| اطلاعات باشگاهی | ||
| باشگاه کنونی | بازیکن بازنشسته | |
| شمارهٔ پیراهن | ۱۰ | |
| پُست | بازیکن میانه مهاجم | |
| باشگاههای حرفهای | ||
| بوكاجونيورز،بارسلونا، ناپولي،سويليا | ||
| تیم ملی | ||
| ۱۹۹۴-۱۹۷۷ | آرژانتین | ۹۱ بازی و ۳۴ گل |
دیگو آرماندو مارادونا ( متولد ۳۰ اکتبر ۱۹۶۰ در ویلا فیوریتو، امروزه پاتریدو در ایالت بوینسآیرس)، فوتبالیست آرژانتینی.
_TOC_زندگی مارادونا همواره با حواشی زیادی همراه بوده است و با وجود حادثه تیراندازی او به سمت چند خبرنگار که به مجروح شدن یک نفر ازآنان انجامید هنوز از چهره های محبوب خبرنگاران به شمار میرود.
مارادونا هنگامی که کودکی هشت ساله بود با انجام حرکات نمایشی با توپ فوتبال در اماکن عمومی سعی میکرد بخشی از خرج خانواده فقیرش را تامین کند.در همین زمان بود که یک خبرنگار از او بزرگترین آرزویش را پرسید. مارادونای کوچک در برابر دوربین تلویزیون گفت دوآرزوی بزرگ دارد. یکی اینکه بتواند با تیم آرژانتین به جام جهانی برود ودیگری اینکه در جام جهانی قهرمان شود. مارادونا در دوران جوانی درخشش خود را با تیم بوکاجونیورز آرژانتین آغاز کرد و پس از آن به بارسلونای اسپانیا رفت. و با این تیم به مقام قهرمانی جام حذفی اسپانیا رسید. در جام جهانی 1982 علی رقم انجام بازیهای دیدنی به دلیل یک حرکت غیر ورزشی در دیدار برابر برزیل در دور دوم از زمین اخراج شد و بدون مارادونا آرژانتین از جام جهانی خداحافظی کرد. چهار سال بعد در جام جهانی 1986 در مکزیک مارادونا فوتبال زیبای خود را به نمایش گذاشت. در اوج حساسیت های این جام دو تیم آرژانتین و انگلستان در مرحله یک چهارم نهایی در برابر هم قرار گرفتند. جنگ جزایر فالکلند در میدان ورزشی به منصه ظهور رسید. مارادونا با به ثمر رساندن دو گل تاریخی موجب پیروزی آرژانتین شد. نخستین گل مسابقه را مارادونا در ابتدای نیمه دوم با دست به ثمر رساند و چند دقیقه بعد در حالی که در میانه های میدان صاحب توپ شده بود با دریبل زدن هفت بازیکن انگلیسی توپ را وارد دروازه پیتر شیلتون (دروازه بان انگلستان) نمود.هنرنمایی خارق العاده مارادونا آرژانتین را به قهرمانی جهان در سال 1986 می رساند.مارادونا همچنین توانست باشگاه ناپولی ایتالیا را دوبار در سالهای 1987 و 1989 به مقام قهرمانی لیگ ایتالیا برساند.و در سال 1990 نیز به همراه این تیم جام یوفا را فتح نمود. در جام جهانی 1990 که به میزبانی ایتالیا برگزار میشد تیم آرژانتین توانست به کمک مارادونا ایتالیای میزبان را در مرحله نیمه نهایی در ورزشگاه شهر ناپولی شکست دهد. پس از جام جهانی درگیری مارادونا با سران باشگاه ناپل که با سازمان مافیای حاکم براین شهر نیز چندان غریبه نبودند آغاز شد. ناگهان در پایان یک مسابقه لیگ ایتالیا اعلام شد آثار استفاده از کوکائین در بدن مارادونا یافت شده است. فیفا او را 15 ماه از شرکت در رقابت های فوتبال محروم کرد. ولی مارادونا دردسر های بیشتری را نیز برای خود خرید. در شهر ناپل شایع شد که پلیس این شهر متن ضبط شده ماکلمات تلفنی مارادونا و یکی از مقامات مافیارا در اختیار دارد که ثابت می کند او در یک شبکه گسترده خلافکاری و توزیع مواد مخدر دست داشته است. مارادونا که ظاهرا به بوئنوس آیرس پناه برده بود در خانه خود مورد هجوم پلیس آرژانتین واقع میشود و باز اعلام میشود در خانه اش مقادیر زیادی مواد مخدر کشف شده است. مارادونا دیگر نمی توانست به ناپل بازگردد. او پس از پایان دوره محرومیتش مدتی را در باشگاه سویل اسپانیا گذراند و سپس به نیوولز در آرژانتین رفت . زمانی که قصد خداحافظی از فوتبال را داشت به سفارش آلفیوباسیله( سرمربی تیم ملی آرژانتین در جام جهانی 1994) در آستانه جام جهانی 1994 باردیگر پیراهن تیم ملی را به تن کرد تا به تیم بحران زده آرژانتین روحیه بدهد. با شروع مسابقات جام جهانی 1994 تماشاگران بار دیگر توانایی های مارادونا را به چشم دیدند و آن را تحسین نمودند. هنگامی که در بازی برابر یونان گلی زیبا را برای تیمش به ثمر رساند کمتر کسی تصورمی نمود که این تیم شکست پذیر باشد ولی در پایان بازی آرژانتین و نیجریه (که مارادونا به عنوان بهترین بازیکن زمین شناخته شده بود) آزمایش دوپینگ مارادونا مثبت از آب درآمد. فیفا در همان روز مارادونا را دوسال از شرکت در مسابقات فوتبال محروم کرد.
آرژانتین پس از از دست دادن کاپیتانش چیزی برای گفتن نداشت و در دور یک هشتم نهایی توسط رومانی از گردونه رقابت ها خذف شد .
از سال ۲۰۰۵، مارادونا به عنوان مجری تلویزیونی کار میکند.بدون شک در کهکشان جهان فوتبال مارادونا نامی ماندگار خواهد بود بازیکنی که قهرمان جام جهانی فوتبال شد تا به آرزوی دیرین خود دست یابد.
"ماركو ريسي"، فيلمساز ايتاليايي، اعلام كرد : اجازه ساخت فيلمي بر اساس زندگي" ديه گو مارادونا" را از اين بازيكن فوتبال گرفته است
به گزارش گروه هنر ايلنا ، اين فيلم" دست خدا" نام خواهد داشت." مارادونا" در توضيح چگونگي گلي كه در بازي 1986 در مقابل انگلستان با دست به تيم مقابل زد ، عبارت "دست خدا" را به كار برد. اين بازيكن اسبق آرژانتيني يكي از بزرگترين اسطورههاي تاريخ فوتبال به شمار ميرود. گفتني است هماكنون نيز "اميركاستاريكا" در حال ساخت مستندي درباره زندگي اوست . در ضمن" ماركو ريسي" ، پسر دينو ريسي ، از فيلمسازان مهم ايتالياست . ريسي طي مصاحبهاي با روزنامه ايتاليايي" لاريپابليكا" گفت : اين فيلم مراحل مختلف زندگي "مارادونا" و نيز لحظههاي مهم بازيهاي او را در بر ميگيرد. وي همچنين افزود : به نظر من" مارادونا "يك نابغه است.تاريخ فوتبال به قبل و بعد از ماردونا تقسيم ميشود. مارادونا در فوتبال مثل" ون گوگ" در نقاشي با" چارلي پاركر" در موسيقي است."ريسي" قصد دارد ساخت فيلم را از اكتبر( مهرماه) شروع كند و هم اكنون در حال جستجوي بازيگري آرژانتيني است كه نقش "مارادونا" را به او بدهد. "مارادونا" بود كه نام فوتبال آرژانتين را بر زبانها انداخت و جام جهاني 1986 را از آن كشورش كرد. اما مشكلات اعتيادش به مواد مخدر ، خيلي زود بر استعدادهاي ورزشي او سايه افكند و آزمايشهاي مثبت اعتيادش پيش از كنارهگيري وي از فوتبال در 1997 آشكار شد. در سال 2000 پزشكان اعلام كردند ، "مارادونا" آنقدر مواد مخدر مصرف كرده كه ضربان قلبش به 38 درصد ظرفيت خود كاهش پيدا كرده است. سرانجام نيز در سال 2004 پس از وخامت شديد اوضاع سلامتياش به بيمارستان منتقل شدــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ یوزف(یوسف)گوبلز
یوزف گولبز با نام کامل پائول یوزف(یوسف)گوبلز در 7 آبان سال 1276 خورشیدی در خانواده ایی کاتولیک مذهب در شهر ریت آلمان به دنیا آمد.شهر صنعتی کوچکی که در گذشته در جنوب مونشن گلاد باخ قرار داشته واکنون هم جزو همان هست.پدرش کارمند ساده ومادرش کارگر کشتزار بوده است.وی در همان کودکی چنان استعداد شگرفی از خود نشان داد وپله های تحصیل را یکی یکی بالا رفت تا جایی که موفق به دریافت ‘’دکترای رشته فلسفه “از دانشگاه هایدلبورگ گشت.
آغاز جنگ جهانی اول وسربازی
یوسف در حدود 160 سانتیمتر قد داشت ،به دنبال عمل جراحی که در دوران کودکی روی استخوان هایش صورت گرفته بود از یک پایش می لنگید واز کفش های طبی بهره می برد.اندکی پیش از آغاز جنگ جهانی اول ،وی جهت ورود به ارتش آلمان اقدام نمود ،اما بدلیلی که یاد شده بود در ارتش به خدمت گرفته نشد.’’به دنبال این شکست گوبلز خود را به مدت دو روز در اتاق خویش حبس کرد ودر حالی که در تمام مدت می گریست واز خروج از اتاق خودداری می کرد. او 10 سال اینده را با نوشتن رمان،داستانهای کوتاه،نمایشنامه وشعر گذراند ،اما هرگز موفق به چاپ آنها نشد.وی این مشکلات را از چشم یهودیا که در آنزمان قسمت بزرگی از صنعت چاپ ونشر آلمان که توسط آنان اداره می شد می دید.شاید یکی از دلیل هایی که او شدیدا از یهودیان نفرت داشت این بود.البته با نگاهی که به آینده او می توان فهمید تمام نوشته های او ارزش چاپ راداشته است
بعد از جنگ جهانی اول
جنگ به پایان رسید؛عدم پذیرش در ارتش،ضعف بدنی و احساس ننگی که گوبلز مانندبسیاری از آلمانی ها از پذیرش معاهده ورسای حس می کرد؛باعث شد که وی برای سالیان سال تبدیل به مردی ترشرو گوشه گیر شود.اندکی بعد که یوسف تا حدودی خود را باز یافت به خواست والیدنیش در بانکی مشغول به خدمت شد وبه دلیل روابط عمومی خوب وقدرت کلامش در این کار نسبتاً موفق بود.کار در بانک تجربه خوب برای یوزف جوان بود.او در اوایل دهه ی 1920 به حزب کاگران سوسیالیست آلمان(NSDAP)پیوست.در همان روزها که برای اولین بار با پیشوای خود،آدولف هیتلر ملاقات نمود.این تجربه برای که جوانی زیاد خواه بود بسیار هیجان انگیز و محرکت وتأثیر گذار بود.یوزف در گوشه ایی در دفترچه خاطرات خود دیدارش با پیشوای خویش را اینگونه توصیف می کند:’’’مانند یک دوست قدیمی با من دست می دهد چشمان درشت آبیش مانند ستارگان آسمان شب می درخشند.با من احوال پرسی میکند.این مرد لیاقت پادشاهی دارد.’’’)یوزف همواره پیشوا را تحسین میکرد واو را الگو ی خود می دانست.در برگی از دفتر خاطرات وی اینگونه می خوانیم:((هیتلر حضور دارد با وجود او شعفی عجیبدر خود حس می کنم.اومانند دوسیتی قدیمی با من برخورد می کند و هوای من را دارد نمی توانم بیان کنم که تا چه حد اورا تحسین می کنم او چه دوست خوبی برایم می تواند باشد وآنگاه که صحبت می کند چقدر احساس کوچک بودن می کنم.عکسش را به من هدیه می دهد.’’’هایل هیتلر’’’ .می خواهم با هیتلر دوست شوم او بینظیر است عکسش را روی میزم می گذارم سخنان پیشوا همانند کلام الهی می باشد.))
شناخته شدن گوبلز توسط هیتلر
هیتلر همواره توانایی گوبلز را در نویسندگی تحسین می نمومد و قدرت کنترل ذهن و افکار مردم را در او میدید آنها هر دو به خوبی قدرت تبلیغات را می شناختند واین همانندی و هماهنگی و عقیده شان موجب دوستی و نزدیکی آنها گشت.دوستی ونزدیکی که تا دم مرگ ادامه یافت.در آن سالها عمده سخنرانی ها و بیانیه های حزب یا توسط شخص پیشوا به مردم اعلام می گشت ویا یوزف این وظیفه را به عهده می گرفت.این دو دوست وهمکار در کنار هم به مبارزه تبلیغاتی پرداخته و روز به روز ارزش های نازیسم را در مردم نهادینه می کردند.هیتلر که از طرفی قدرت سخنوری وبیان دکتر را می دید و از طرف دیگر هر ورز بیشتر از دیروز به وفا دارای او پی می برد او را به عنوان سخنگوی حزب و گسترش دهنده عقاید نازیسم درشهر برلین برگزید.وظیفه ی خطیری که گوبلز از پس آن بر آید.
سال 1927 بود که دکتر سردبیر گاهنامه رسمی ناسیونال سوسیالیسم آلمان به نام یورش’’((Der Angriff))که خودش نیز آنرا پایه نهاده بود.گشت و تکلیف گسترش عقاید نازیسم در عرصه مطبوعات برعهده او گماشته شد.همان طوری که چندی قبل وظیفه گسترش عقاید نازیستی در میان انبوه مردم برلین را پذیرفته بود.سیاست های تبلیغاتی وی عمدتاً صریح،تهاجمی وخصمانه بود.))تبلیغات آن است که حاصلش موفقیت کامل باشد و هرگونه عمل مشابهی که حاصل جز این داشته باشد دیگر تبلیغات نیست!)) که این حرف صراحت کامل گوبلز را می رسند.گوبلز سخنگوی محبوب هیتلر بود.تنها کافی بود گوبلز چند کلامی با جمعیت سخن بگوید تا بتواند کنترل افکارشان را در دست بگیرد و خون ملی گرایانه را در رگهایشان به جریان بیندازد و آنها را از جای خود کنده،وادار به فریاد زدن ، شعار دادن و در نهایت عمل کند.او در سخنوری بی همتا می نمود.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

